بیاتوبندر
 این طور شد که ما تنها شدیم... - به دلتنگى هایم دست نزن
X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1389

این طور شد که ما تنها شدیم...

آن روز که اشیانه چکاوکی ویران شدو چکاوک در آغوش یاس جان سپرد،یاس سوگند یاد کرد که هیچ گاه به روی هیچ انسانی لبخند نزند
آن شب که جغد سیاه بر شانه‌ی انسانی نشست ستارگان سوگند یاد کردند که دیگر در نگاه هیچ انسانی چشمک نزنند
آن روز که دل نازک غنچه گل سرخ را پرپر کردند، گل سرخ سوگند یاد کرد که دیگر برای هیچ انسانی نمادی از عشق نباشد
آن روز که ازجان سپردن ماهی قرمز در تنگ، دل دریا شکست، دریا قسم خورد که دیگر بر ساحل زمین هیچ انسانی ارام نگیرد

آن روز که برای انسان حضور سبز بهاری بی اهمیت شد، بهار سوگند یاد کرد که برای شکوفایی دیگر هیچ گاه با زمستان نجنگد
آن روز که بید مجنون را به عشوه گری متهم کردند ،بید مجنون قسم خورد که دیگر هیچ گاه سایبان خنک هیچ انسانی نباشد

آری،این طور شد که ما تنها شدیم

بیاتوبندر